هویت ملی ایرانی در شعر دکتر شفیعیکدکنی
دکتر شفیعیکدکنی از شاعران، محققان و ادیبان برجستهی ایران و شعر او مملوّ از مؤلفهها و اجزاء فرهنگ، تمدن، دین، تاریخ و هنر ایرانی است که بسیاری از آنها نتیجهی توغل و تدقیق شاعر در فرهنگ، ادبیات و تاریخ ایران در طول سالیان متمادی بوده و ارتباط تنگاتنگ او با زبان فارسی، چه در مقام استاد و چه در مقام محقق ادبیات، تصویرهای شعری او را از پشتوانههای بسیار غنی برخوردار ساختهاست. در این مقاله شعر دکتر شفیعیکدکنی را در 4 مقولهی اصلی: زبان، دین، فرهنگ و تاریخ به همراه زیرمجموعههای هر یک بررسی کردهایم تا جنبههای مختلف"هویت" ایرانی را در شعرهای او شناسایی کنیم.
فرهنگ درستنویسی سخن

* فرهنگ درستنویسی سخن.
* نويسنده: دكتر یوسف عالی عباسآباد، زير نظر دکتر حسن انوری.
* چاپ اول، تهران: سخن، 1385.
اشاره
نشست نقد و بررسي كتاب فرهنگ درستنویسی سخن، نوشتة آقاي دكتر یوسف عالی عباسآباد، از مجموعة فرهنگهاي انتشارات سخن، كه زير نظر استاد دکتر حسن انوری تدوين شده است، به همت كتاب ماه ادبيات برگزار شد. در اين نشست آقايان علي صلحجو و حسينعلي رحيمي با حضور مؤلف كتاب به بررسي فرهنگ درستنويسي سخن پرداختند. آنچه ميخوانيد، متن ويراستة مباحث مطرح شده در نشست مذكور است.
***
کنعانی: با عرض سلام خدمت دوستان و حاضران گرامی و با تشکر از استادان عزیزم، جناب آقای صلحجو و جناب آقای دکتر عالی عباسآباد و همچنین جناب آقای رحیمی که قدمرنجه فرمودند و به این جلسه تشریف آوردند. امروز که در خدمت شما عزیزان هستیم، يكي ديگر از مجموعة نشستهای کتاب ماه ادبیات را برگزار میکنیم و در خدمت شما هستیم با معرفی و بررسی کتاب فرهنگ درستنویسی سخن، تأليف جناب آقای دكتر یوسف عالی عباسآباد.
این فرهنگ نیز مثل سایر فرهنگهایی که زیرمجموعة فرهنگ سخن هستند، به سرپرستی جناب آقای دکتر حسن انوری تألیف شده است. اساس تألیف این فرهنگ، زبان معیار است و مراد از زبان معیار نیز زبانی است که در آثار کسانی چون محمدعلی فروغی، دكتر پرویز ناتل خانلری، احسان یارشاطر، دكتر محمدعلی اسلامی ندوشن، دكتر غلامحسین یوسفی، دكتر نجف دریابندری، م. بهآذین و محمد قاضی بهکار رفته است. اينكه زبان این بزرگان دارای چه ویژگیهایی است، سؤالی است که پاسخ به آن در این مجالِ اندک مقدور نیست و جناب آقای دکتر انوری در پیشگفتارِ نسبتاً مفصّلی که برای کتاب نوشتهاند، به تفصیل به این ویژگیها پرداختهاند. طبق فرمایشهاي جناب دکتر انوری در پیشگفتار، نویسندة کتاب حاضر، کتابها و مجلههای پنجاه سال اخیر را جستوجو کرده و نکتههای مربوط به درستنویسی را بررسی نموده و کتاب حاضر را فراهم آورده است. مؤلف محترمِ کتاب از آثاری که پیش از این در این زمینه تألیف شده است، از جمله فرهنگ غلطهای رایج حسن عرفان، درست و نادرست حسین اعتماد، غلط ننویسیم فریدون کار، نگارش و ویرایش احمد سمیعی و از همه مهمتر، غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی و همچنین یادداشتها و مقالههای محقّقانی که در این زمینه کار کردهاند، استفاده نموده است.
اكنون از جناب آقای دكتر عالی تقاضا میکنم آغازگر بحث امروز باشند و نکاتی را که دربارة کتاب لازم میدانند، بیان نمایند.
نگاهی به نسخة علا مرندی، کهنترین نسخة حافظ
* غزلهای حافظ ]نخستین نسخة یافتشده از زمان حیات شاعر، گردآوری علا مرندی[
* به کوشش علی فردوسی
* چاپ اول، تهران: نشر دیبایه 1387

دکتر یوسف عالی عباسآباد
دکتر احمدرضا بهرام پورعمران
درآمد
تصحیح انتقادی متون به شیوة امروزین، که در غرب دو سده پیشینه دارد و با شیوههای گوناگون محققانی چون کارل لاخمانِ آلمانی (1850- 1793)، که به پیروی از اقدم نسخ معتقد نبوده، و ژوزف بِدیة فرانسوی (قرن نوزدهم و بیستم)، که به پیروی از ضبط اقدم نسخ معتقد بوده است، شناخته میشود، در ایران نیز پیشینهای قریب به یکصد ساله دارد. پیشاهنگان این نهضت در ایران بزرگانی چون علامه قزوینی، بدیعالزمان فروزانفر، مجتبی مینوی، سعید نفیسی و... هستند. خوشبختانه دیوان حافظ از این اقبال برخوردار بوده است که از همان سالهای آغازین سدة اخیر مورد توجه مصححاني نامدار قرار گیرد. عبدالرحیم خلخالی (دیوان حافظ 1306) و پژمان بختیاری (دیوان حافظ، انتشارات کتابخانة بروخیم 1315) را باید در زمرة نخستین کسانی به شمار آورد که با ارائة چاپهایي نسبتاً قابل قبول از دیوان حافظ، راه را برای دیگران هموار کردند. اما نخستین گام بلند در کار تصحیح دیوان حافظ را علامه قزوینی برداشت. او با همکاری دکتر قاسم غنی، چاپ خلخالی را که بر اساس کهنترین نسخ شناختهشده تا آن زمان (827 ق)، اما با لغزشهایی در نسخهخوانی به چاپ رسیده بود، با دقت فراوان و به همراه مقدمه و یادداشتهایي فاضلانه، در سال 1320 (چاپخانة مجلس) به چاپ رساند.
آزادی و مفاهیم بازبسته به آن درشعر معاصر
آزادی از واژگان و اصطلاحاتی است که پس از انقلاب مشروطه در معنای سیاسی به کار رفته است. در شعر نو این واژه، هم بار سیاسی و اجتماعی و هم بار انسانی دارد. در بعد سیاسی به آرمان مبارزان و روشفکران احزاب مختلف در راه براندازی حکومت پهلوی مربوط میشود و در بعد اجتماعی معادل شریفترین و مهمترین جنبة انسانیت انسان قلمداد شده است. شاملو، کسرایی و ابتهاج در شعر خود ابعاد گوناگونی به آن بخشیدهاند. در مقالة حاضر با پژوهش در اشعار این سه شاعر، آزادی و معانی و مفاهیم وابسته به آن، نیز مفاهیمی که در تقابل با آن قرار دارد، بررسی شده است.
غم غربت در شعر معاصر
نوستالژی یا غم غربت به اصطلاح به حسّ دلتنگی و حسرت انسانها نسبت به گذشته و چیزهایی است که در زمان حال آن را از دستدادهاند. نوستالژی و طرح آن در شعر و هنر علتهای گوناگون دارد که حاصل نوع، محیط و اوضاع و احوال زندگی شاعران و هنرمندان است. در شعر معاصر غم غربت از نمود بیشتری برخورداراست. تقریباً تمام شاعران به نحوی در شعر خود دلتنگیهای خویش را با ابزارها و تصویرهای شعری گوناگون بیان کردهاند. این مسئله در آثار بعضی از شاعران معاصر از تشخص بیشتری برخوردار شده است، این شاعران عبارتند از: منوچهر آتشی، نادرنادرپور و مهدی اخوان ثالث. در این مقاله با پژوهش در شعر این شاعران، غم غربت را بررسی کرده، علتها و نتیجههای آن را تحلیل خواهیم کرد.
واژگان کلیدی: نوستالژی،گذشته، دلتنگی، حسرت، شعر معاصر.
اسطورهها، با اینکه مربوط به دوران باستان و متعلق به دوران کودکی نوع بشر هستند عناصر پویاییاند و همچنان به حیات خود ادامه میدهند. تمام نویسندگان و شاعران به نحوی از آنها در شعر خود استفاده کردهاند. برخی روایتگر مستقیم آن در هنر خود بوده و برخی دیگر خلاقیتی در روایت آنها به خرج داده و تحلیلهای امروزی و گاه جامعهشناسانه بر پایة آنها کردهاند. آتشی از شاعران معاصری است که از عناصر اسطورهای در شعر خود استفاده کرده و با تأکید بر برخی از جنبههای خاص در بعضی از موارد تفسیر جدیدی از آنها به دست داده است. در این مقاله، جایگاه شخصیتهای اسطورههای ایرانی در شعر آتشی و تحلیلهایی که شاعر از آنها کرده، مطالعه شده است
مایه های طنز در شعر منوچهر آتشی
طنز که با استهزاء، خنداندن، کنایه و هجویه ارتباط دوسویه دارد، یکی از کارآمدترین ابزارها برای بیان پارهای از مسایل شخصی و اجتماعی است. انگیزههای به کاربردن طنز در جوامع و در دورههای مختلف تاریخی متفاوت بوده است. فشارهای حکومتی، خطر سانسور، نبودن آزادی بیان و همچنین فساد دستگاههای حکومتی و تباهیهای حاکم بر روابط مردم و به سخره گرفتن آنها و هشدار به مردم برای درک موقعیت خطرناک و یا موقعیت فرد در اجتماع و کارساز نبودن بیان مستقیم و وجود مشکلات عدیده که ممکن است در درازمدت زندگی و فرهنگ ملتی را به خطر اندازد و سببهای دیگر از انگیزههای اصلی به کارگرفتن طنز و یا کنایههایی است که مبنا و ریشههای طنزآمیز دارد. این ابزار بیانی از همان بدو پیدایش کلام ادبی مورد توجه بوده است. ارسطو آن را ، تحت عنوان« کمدی» یکی از انواع ادبی برشمرده است. وی، کمدی را نوع پست ادبی و متعلق به اقشار پایین جامعه میدانسته است. البته آن چیزی که منتقدان ادبی به عنوان طنز از آن یاد میکنند، با کمدی بسیار متفاوت است. هدف در کمدی خنداندن است و ممکن است وسیلههایی که برای خنداندن به کار میرود، متفاوت باشد ولی طنز برخلاف کمدی برای خنداندن صرف نیست هر چند ممکن است به صورت خندهداری طرح شده باشد. هدف در آن تفکر و تأمل است، آن چیزی که در طنز و کنایههای طنزآلود مهم است طرح مشکلات و حتی مصائب مردم و اجتماع به صورت ملموس و قابل درک آنان است. به عبارت دیگر شاعر و نویسنده بخشی از معضلات موجود در جامعه را که تقریباً همگانی و مبتلابه همة مردم است، برمیگزیند و به کمک کنایهها و بیان طنزآمیز خطر آنها را به زبان مردم به آنان هشدار میدهد.
هویت انسان در جهان مدرن در شعر منوچهر آتشی
آتشی از شاعرانی است که نگاه ویژهای نسبت به تمدن و جهان صنعتی کنونی دارد. در شعر او ابعاد مختلف صنعت، تمدن و مدرنیتة جهانی به تصویر درآمده است. او مدرنیته را به دو صورت: مدرنیتة شهر در برابر روستا و مدرنیتة جهانی مطرح کرده است، در این میان، هویت انسان و جایگاه آن در این دو صورت از مدرنیته از مسایل مهمی است که ذهن شاعر را به خود معطوف داشته است. در این مقاله، ابتدا هویت انسان و سپس مدرنیته و جنبهها و ویژگیهای آنها در شعر آتشی بررسی شده در ادامه به تحلیل نظر آتشی در خصوص هویت انسان در جهان مدرن کنونی و راههای احیای آن پرداخته شده است